تبليغاتX
نیمه ی پنهان ماه - ***ديدار زيباي دو يار***
وبلاگ نیمه ی پنهان ماه گلچینییه برای شما

آن روز يكي از روزهاي دهه ي شصت بود .ائمه ي كشور با رئيس جمهور ديدار داشتند . در ميانشان چهره هاي مشهور و عالمان بزرگ زياد بودند كه امروز بعضي هاشان نيستند. بعد از گزارش و سخنان آنان نوبت به رئيس جمهور رسيد . او پشت تريبون قرار گرفت و سخنرانيش را شروع كرد . بحث درباره ي جايگاه نماز جمعه در نظام اسلامي بود . ارتباطي كه شنوندگان با بحث پيدا كرده بودند باعث شده بود جز طنين سخنان گوينده صداي ديگري از سالن شنيده نشود . ناگهان سكته اي در سخنراني پيش آمد نظم سخن آشفته شد و نگاه رئيس جمهور در انتهاي سالن ماند . شايد محافضان رودتر از همه متوجه اتفاق غير عادي اي شدند بينشان نگاشته هاي نگراني رد و بدل شد . شنوندگان نيز به آن سمت برگشتند . شيخ ميانسالي كه تازه وارد مجلس شده بود دو دستش را باز كرده بود و با چهره ي خندان به طرف تريبون پيش مي آمد . پيش از آنكه پاسداران اقدامي بكنند رئيس جمهور سخنراني را رها كرد. از تريبون فاصله گرفت و با سيماي بشاش به پيشواز او رفت . اوحجت الاسلام بهجتي امام جمعه ي اردكان بود . آن روز هرچند بعضي از حاضران از دوستي او با آيت الله خامنه اي مطلع بودند اما هرگز فكر نمي كردند اين دوستي اين قدر عميق باشد كه در چنين مجلسي همه ي آداب و ترتيب هاي رايج فراموش شود!

قدمت اين دوستي به سالهايي بر مي گشت كه ايت الله خامنه اي از مشهد به قم آمده بود و محور طلاب اها ذوق و معناي حوزه گشته بود . اما در اين ميان چند تني بودند كه حسابشان جدا بود و دوستي شان از جنس ديگري بود .يكي از آنان شيخ محمد حسين بهجتي بود .اين آشنايي در سال 1338 در درس خارج از فقه امام(ره) اتفاق افتاد و در جلسات مباحثه ي آن درس تبديل به دوستي ديرينه اي شد وتا به امروز ادامه داشت .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 آذر1386ساعت 8:2 قبل از ظهر  توسط نیمه ی ماه  |